روی دیوار غلت می خورد
من روی ابرها
با گوسفند های شبم بازی می کنم
یک
دو
...
هزار و دو
...
روی قاب دیوار خوابت برده .
- صبا -
روی دیوار غلت می خورد
من روی ابرها
با گوسفند های شبم بازی می کنم
یک
دو
...
هزار و دو
...
روی قاب دیوار خوابت برده .
- صبا -
نگار حق داره تويه ثبت موقت گلایه كنه كه بقيه به روز نكردن و يه ظهر گرم اونم تو قزوين !!! به روزكنه و من هم حق دارم از توتمی های مهربان ، مخصوصا الهام یزدی ها ی عزيز( دبير انجمن ادبي توتم ) كه براي بار دوم مهمونم كرد و راديكال ( 2-4 ) را به حوزه هنري رشت برد تا با طاهره كوپالي عزيز، آرش عليزاده و رضا نيكوكار گرامي و... خارج از اين صفحه ي مجازي ديداري داشته باشیم صميمانه تشكر كنم وقول بدم مزه ي ژامبوني كه تو جنگل مهمونم كرد مادامي كه به دندون مصنوعي متوسل نشدم زير دندونم باقي بمونه.
- صبا -
* * *

مردي كه تا هميشه ي هر روزه ، بوده ، هست
در فكر ِ ... يا رسيدن از اين ارتفاع پست
يا شكل تازه اي كه خودش ر ا ، نشان دهد
در شاخه هاي درهم و فرسوده ، بُرده دست
بالاتر از زمين ، به بلنداي يك نگاه
اينجا انار سرخ قشنگي ... وَ مرد مست ـ
دلسرد و خسته از نرسيدن ... وَ - بي خيال -
اصلن نمي شود كه تو را... شاخه اي شكست -
افتاد و ، هر چه توي دلش تكه تكه شد
از خواهشي كه ساده فقط خواست ، دل نبست
*
تنها ، انار سرخ ترك خورده اي ، هنوز
در انتهاي شاخه ي خشكي ، نشسته است .
- نگار -