چل تكه ...
نراقي،...
جوجه كبابِ دربند وپيچاپيچ رسيدن به ظهيرالدوله تا اجتماع كوچكي كه گاه با هندي كم و بيشتر با گوشي ها ي همراه روي سنگ سفيدي كه نام اش زير دسته گل هاي كوچكي پنهان است زوم كرده اند.
به سختي از لابه لاي شانه هاي به هم كيپ شده رد مي شويم . شيرين حيات بخش با عينك آفتابي بزرگي به چشم به خاطر نداشتن امكانات صوتي معذرت خواهي مي كند و نويد آمدن کامیار شاپور را مي دهد، كه ...
شعر خواني توسط افرادي نا آشنا حداقل براي عام آغاز مي شود.نگارحسینی با" به تو معتاد شده ام" سكوت را سنگين مي كند.اسماعيل مهرانفر و سعيد عاشقي از شاعران انجمن ادبي توتم قزوين نيز شعرهاي خود را ارائه
مي دهند. صبا سعيدي به نمايندگي از راديكال و شاعران زنجان با" اجازه؟!"شعراش را مي خواند.
حالا تمام اين تكه ها چل تكه اي شده اند انسجام نيافته در پي انسجامي به ياد ماندني در جمع صميمي و گرم
شاعران انجمن ادبي توتم قزوين.
- صبا -