چل تكه ...

رادیکال در توتم قزوین در دیدار با فروغ  

 

 ازميني بوس پياده مي شويم.خنكاي لذت بخشي در سكوت امامزاده طاهر پيچيده .از بنان تا شاملو، گلشيري،

نراقي،...

جوجه كبابِ دربند وپيچاپيچ رسيدن به ظهيرالدوله تا اجتماع كوچكي كه گاه با هندي كم و بيشتر با گوشي ها ي همراه روي سنگ سفيدي كه نام اش زير دسته گل هاي كوچكي پنهان است زوم كرده اند.

به سختي از لابه لاي    شانه هاي به هم كيپ شده رد مي شويم . شيرين حيات بخش با عينك آفتابي بزرگي به چشم به خاطر نداشتن امكانات صوتي معذرت خواهي مي كند و نويد آمدن کامیار شاپور را مي دهد، كه ...

شعر خواني توسط افرادي نا آشنا حداقل براي عام آغاز مي شود.نگارحسینی با" به تو معتاد شده ام" سكوت را سنگين مي كند.اسماعيل مهرانفر و سعيد عاشقي از شاعران انجمن ادبي توتم قزوين نيز شعرهاي خود را ارائه

مي دهند.  صبا سعيدي به نمايندگي از راديكال و شاعران زنجان با" اجازه؟!"شعراش را مي خواند.

 

حالا تمام اين تكه ها چل تكه اي شده اند انسجام نيافته در پي انسجامي به ياد ماندني در جمع صميمي و گرم

شاعران انجمن ادبي توتم قزوين.

 

 

- صبا - 

اجازه ؟!

 

 کلاغ هم نمی تواند...

تنها

دست های ته کلاس

و صدایی که شیروانی اگر نیافتد

انگشت اش بالا می پرد

                              اجازه؟!

 

انعکاس صدای تو

آسمان خط خطی ام  را می بُرد

دیوارها خوابی برایمان نمی بینند

چه دارند بگویند در تکان های چهره ات؟

 

 

گاهی سوال می کنم از انگشتم

چه دارد بگوید

تنها

ته کلاس

زیر آنهمه دیوار؟

 

                                                                

(با برداشتی آزاد از شاملو  و  علی عبدالرضایی )

   

  - صبا -

 

تار عنکبوت

تمام در و دیوار این خانه راماتم گرفته

ماتم گرفته از این همه بغض

 که می ترکند روی در و دیوار خانه ای که حالا

زیر سقف اش پر شده از

تار عنکبوت

نمی دانم

چشم های من تنبل شده؟!

یا نگاه مات تو این عکس را تار می کند

یا نگاه تو ماتم می کند

یا بغض هایی که اشک می شوند جهان را برای من

با من

به هیچ کجای جهان نگاه نکن

به تمام ماتم های عالم

ماتم گرفته است.

 

 - کیان ـ